تبليغاتX
روی جاده خودم
اگر سرت داد زدند آرام گريه كن. اگه بهت زور گفتن حتما قبول كن. اگه بهت توهين شد ساكت بمون. چرا؟چون دختري! چون به خاطر احساستي بودنت!! نياز به بغض و گريه داري!!چون به خاطر ضعيف بودنت!!نياز داري كه يك زورگو بالاي سرت باشد!! پس همه دارن احتياجات تو را برآورده مي كنند! همه دارن بهت لطف مي كنن!
 
تو تاكسي نشستي. سمت چپ خانمي طوري نشسته كه نمي توني خودت را به سمت چپ بكشي. سمت راست يه پسر نشسته كه خودش را مرتب بهت نزديك مي كنه و تو بايد خودت را جا به جا كني .انقدراين كار ادامه پيدا مي كنه كه ديگه جايي برات نمانده. نفست رو حبس مي كني شايد با اين كار كوچيكتر بشي و جاي كمتري بگيري حالا بايد اين وضع رو تحمل كني و صدات هم در نياد. چرا؟ چون دختر بايد حيا داشته باشي. و اعتراض تو به همه اعلام مي كند كه دارن به حقوقت تعرض مي كنن. واي! چطور مي تواني بگذاري ديگران بفهمن؟! مگه تو حيا نداري؟! توي ذهنت 2 تا راه رو بررسي مي كني. يا بايد پياده بشي يا خودت را بيشتر جمع كني. اگه پياده بشي ديگه معلوم نيست كي برسي تازه توي اين سرما وتاريكي امكان داره اوضاع بدتر هم بشه...
 
                       
پس ساكت مي موني و بيشتر مي چسبي به خانم كناري خانم محترم طوري خودش را انداخته رو تو كه فكر مي كني اصلا متوجه ي موقعيتت نيست. بهش نگاه مي كني به اميد اينكه بفهمه و بهت كمك كند. ولي آنچنان نگاهي بهت ميندازه كه ازخودت خجالت مي كشي. چرا؟ چون از نظر اون تو يه مفسد تمام عياري! تو آرايش داري. مانتوت كوتاه يا تنگه موهات هم مشخصه...
از جا مي پري. آقا خواسته از جيب عقب شلوارش پول در بياره اين وسط لطفي هم به تو كرده. نگاهش مي كني و سعي مي كني در كمال سكوت و در حالي كه حياي دخترانه! را حفظ كردي! بهش بفهموني كه منحوس ترين موجوديه كه تا به حال ديدي. آقا چيكار مي كنه؟ اينبار يه لبخند تحويلت مي ده! حالا كاملا احساس يه سوسك را درك مي كني.
 
به وجودت داره توهين مي شه. به حقوق و شعورت تجاوزشده. انسانيتت به تمسخر گرفته مي شه. غرورت داره محو مي شه.... با آرنج به پهلوت مي زنه.. چي فكر مي كنه؟ كه دوست داري؟ نه.
مي دونه كه اينجوري نيست. از رفتار تو وچندين دختر قبلي خوب فهميده ...
ديگه جونت به لبت مي رسه. توي چشم هاش نگاه مي كني و مي گي درست بشين. و درجا پشيمون مي شي. راننده از آينه نگاهت ميكند و پوزخندي مي زند.2 تا پسر جلويي پچ پچ كنان مي خندند و يكيشون مي گه صد بار گفتم ماشيني بگير كه صندلي عقبش خالي باشه.... و ازطرف ديگر خانم محترم آهسته چيزي بهت ميگه كه حس مي كني دنيا دور سرت مي چرخه. احساس خفگي و لرزيدني كه نمي دوني از سرماي بيرون يا توهين؟ به مرز جنون رسيدي. ديگه نمي تواني تحمل كني ومي گويي: پياده مي شم آقا...
 
وحالا تو واين هواي سرد و تاريك. تو ماندي و احساسات سر كوب شده ات تو ماندي و دوراهي ها يا بدتر از اون گمراهي هات. اگر از يه روسري صورتي خوشت بياد مشكل داري؟ اگر از يه خانم بخواهي كه كمي دركت كند بايد به خاطر تفاوت ظاهريتون محكومت كنه؟ اگر....
كاش ازحقوقمون دفاع كنيم حتي اگر به قيمت حرف نامربوط آدمي ابله باشد. حداقلش اين كه اگر به ما توهيني شده در حد توان سعي كرديم از شخصيت خودمون دفاع كنيم و سكوت نكرديم.
مستقيم .....
 
 
پي نوشت: اين مطلب به مناسبت 8مارس روز زن نوشته شده و قرار بود در منطقه آزاد اين هفته 40چراغ كار بشه اما به كمبود جا حذف شد. پس برداشت شخصي نكنيد
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 12:48 توسط آيدا عزتي |