این دیر نوشتن همه اش مربوط به تنبلی من نیست و بخش عمده اش برمی گردد به پراکندگی و نامظم بودن فکرم.به خود سانسوری های خواسته و نخواسته ام.من حتی تو روزنوشت هایم هم با خودم روراست نیستم و ترجیح می دهم همه چیز راننویسم حالا بگذریم از این که 6_5 ماهی است که حوصله روزانه نوشتن را هم ندارم خب شاید این شانس بد شماست که خواننده تنها صفحه ایی هستید که جایی برای نوشتن گله ها و بی حوصلگی های بچگانه ام است.
دیگر حرفی برای نوشتن ندارم شاید هم دارم و دوست ندارم بنویسم!بگذریم...
من شخصی نویس خوبی نیستم.این پاگراف را هم نوشتم برای گذشتن از پست نوروزی!