تبليغاتX
روی جاده خودم

 

 Sms میزنم "هوای حوصله ابری است".sms میاد:" همواره به خاطرداشته باش دراوجي معين هرگز ابری وجود ندارد. اگر زندگيت ابري است بدان كه روحت آنقدر كه بايد,بالا نرفته است."

نه حوصله smsبازی ندارم.حوصله این حرف های قولمبه سلومبه ی چرت را هم ندارم.چند وقتی است که دوست ندارم حرف بزنم,دوست ندارم صدای کسی را بشنوم,دوست ندارم اینجا باشم.

فقط دوست دارم بروم به جایی دور خیلی دوووووووووووووور...و همه ی چیزهای داشته و نداشته ام را رها کنم به امان هیچ.

اما فعلا که هستم,جایی ندارم برای رفتن,مجبورم که باشم همین جا,دقیقا رونقطه ی صفر.

  

                                                    

 

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 14:38 توسط آيدا عزتي |