تبليغاتX
روی جاده خودم

 

ازهمه ی تردید ها وترس ها خسته شده ام.ازتمام کارهایی که باید انجام بدهم وحرف هایی که باید بگویم اما از نتیجه اش می ترسم و سکوت کرده ام و هیچ نمی کنم.

نه!ازاین آیدای ساکت که حرف هایش را در خلوتش می گوید و فریاد هایش را در گلو می شکند خسته شده ام.

دلم به شدت هوای آیدایی شاد,سرحال وشیطون را کرده.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 23:13 توسط آيدا عزتي |